اسفند 96
و اما در احوالات اسفند زیبای 96
امسال اسفند هم مثل سالهای قبل شلوغ و پر از دغدغه بود و یه عالمه کار نکرده که باید انجام میشد و تفاوتش این بود که اینجانب مثل سالهای قبل انرژی نداشتم و همش رو کج دار و مریز طی کردم از آراد بگم که توی این مدت حسابی مشغول بود و هم کارهای مهدکودکش زیاد بود وقتی هر روز از مهد تحویلش میگرفتم یه لیست بلندی از شعرهای جور واجور در دست که باید برای روز بعد تمرین میشد. جشن های مختلفی که برگزار شد و یه روز هم اولیا رو خواستن تا برنامه اجرا کنن . کلاس پسرم دوتا سرود داشتن و ماماناشونم از جمله بنده کلی حال میکردم. روزهای مهدش هم که طبق روال میگذشت و کلاس زبانش هم همچنان پابرجا و مستدام بود.



یکی از همین هفته های آخر اسفند هم بنا بر برنامه ریزی های شوهر جان راهی ویژه برنامه حامد آهنگی شدیم و تقریبا سه ساعت تمام خندیدیم و آرادی هم پا به پای ما پیش آمد و کلی لذت برد واقعا برای عوض کردن حال و هوای خیلی خیلی خوبه و فکر کنم از شمال بیشتر میچسبه. بعداز اتمام برنامه به صرف شام رفتیم بیرون و ساعت حدودای دوازده شب بود که تازه رفتیم سر خرید عید اینجانب و بعد از انجام چند تا تکه وسیله راهی خونه شدیم با اینکه نیمی از شب گذشته بود ولی آرادی همچنان فول آف انرژی بود.


و اما از مشاعره اش بگویم که توی یکی از این روزای شلوغ و پلوغ آزیتا جان خبر دادند که برنامه ای به مناسبت عید در حال ضبط است توسط دکتر آذر در مشهد و خواسته اند که کودکان زیر 7 سال تو این برنامه شرکت کنند و همه شعر هایی با مضمون رضوی بخونند و صد البته با اصرار آزیتا جان آراد را نیز در این برنامه گنجاندیم. بماند که در مسیر رفت و آمد به کلاس مشاعره ی آراد چه مشقت ها که نکشیدیم و سختی ها که ندیدیم و تمرین کردن آراد در خانه که به نوبه ی خود پروژه ای بود و اوضاع و احوال ما که همه چیز را بدتر میکرد و از آن طرف هم شوهر جان ماشین جدیدی خرید و استرس رانندگی را بر همه ی اینها افزود.
یکی از همون روزا که برای تمرین گروهی رفتنه بودیم و آویسا هم با ما بود. البته اونجا رو با آتلیه و.شهر بازی اشتباه گرفته بودن.



ولی خدا رو سپاس که روز ضبط نیز گذشت و مهندس آذر از فن بیان پسرمان بسیار بسیار راضی بودند و اعلام نمودند که دانشجوهای کارشناسی ارشد ادبیات هم این تسلط را ندارند. و بنا بر گفته های آزیتا جان بسیار از آرادی خوششان آمده بود .خلاصه با تمام خوبی ها و بدی ها و استرس ها تمام شد و پرونده ی کلاس شعر آراد در این ور سال به اتمام رسید. البته جا دارد از زحمات آزیتا جان هم سپاسگزاری به عمل آید.
آرادی به عنوان کوچکترین شرکت کننده


آراد و بهامین


در حال ضبط برنامه


از خانه تکانی عید هم که هیچ خبری نیست و من مانده ام و یک عالمه کار نکرده.





اسفند 96
